
باورم نشد این نوشته من باشه وقتی اول دفتر اشعارم دیدم
تو کل نوشته ها از این دو تا خیلی خوشم اومد:
1)
دوستت دارم هایت عطر بهارنارنج دارند..
من اما؛
ساکن شهری کویری ام...
2)
به من گویند صبوری کن
صبوری تا به کی آخر؛
دل و دیده ز دست رفته
از این نامهربانی ها...
پ ن : دومی یه جور کپی به نظر میرسه ولی خب مال دوران جاهلیته و کپی نیست
میشه گفت از هر مصرعی از شعرهای مختلف یکی دو کلمه به سرقت رفته و این بیت خلق شده![]()
برچسب:
نویسنده: نیکا نوروزی


ترجیح می دهم که درختی باشم
در زیر تازیانه ی کولاک و آذرخش
با پویه ی شکفتن و گفتن
تا
رام صخره ای
در ناز و در نوازش باران
خاموش از برای شنفتن...
"محمدرضا شفیعی کدکنی"
برچسب:
نویسنده: نیکا نوروزی
برچسب:
نویسنده: نیکا نوروزی
نگران سلامت بابام...
خدایا تمام امیدم تویی..
همون طور که سهراب میگه:
به چه می اندیشی؟
نگرانی بیجاست
عشق اینجا و خداهم اینجاست!
لحظه هارا دریاب
زندگی درفردا نه همین امروز است
راه ها منتظرند تا تو هرجا که بخواهی برسی!
لحظه ها را دریاب پای در راه گذار
"راز هستی این است"
برچسب:
نویسنده: نیکا نوروزی
کاش یک جا یا یک نفر بود محرم می شد
باهاش حرف می زدم
طوری که دو روز بعد حرفهامو تو سرم نکوبه
برچسب:
نویسنده: نیکا نوروزی
برچسب:
نویسنده: نیکا نوروزی
عیدی واریزی دولت ما رو یاد این پیرمردهای خشک و خسیس چند قرن پیش میندازه که یه قرون پول می گذاشتند کف دستت و کلی هم منت داشتند رو سرت که بهت عیدی دادیم
واقعا چی بخریم با این چندرغاز پول؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
برچسب:
نویسنده: نیکا نوروزی
به حدی به مردم دورغ گفتند نمیدونیم الان شهر ما مورد کورنایی داره یا نه؟
تمامی دانشجوها تعطیل شدند، مواردی در قرنطینه وجود دارند که سعی میشه از مردم مخفی بمونه
مدارس تعطیل شده و هیچ مادری حاضر نیست تا اخر تعطیلات عید بچه اش رو بفرسته مدرسه
خوب فقط جون ما بی ارزشه؟؟
اگه تا این حد اوضاع خرابه کل شهر تعطیل شه تا بتونند بهتر پیشگیری کنند
برچسب:
نویسنده: نیکا نوروزی
برچسب:
نویسنده: نیکا نوروزی